شکار وصید پرندگان کوچنده در استان گیلان

یکی از بحث های داغ محافل زیست محیطی در سال های اخیر, مسئله توجیه بودن شکار و صید باتوجه به وضعیت فعلی محیط زیست کشور است تخریب عینی منابع طبیعی از یک سو و ارائه آمار و ارقام نگران کننده کارشناسان محیط زیست در خصوص کاهش شدید جمعیت حیات وحش از سوی دیگر

یکی از بحث های داغ محافل زیست محیطی در سال های اخیر، مسئله توجیه بودن شکار و صید باتوجه به وضعیت فعلی محیط زیست کشور است. تخریب عینی منابع طبیعی از یک سو و ارائه آمار و ارقام نگران کننده کارشناسان محیط زیست در خصوص کاهش شدید جمعیت حیات وحش از سوی دیگر، همه نگاه ها و انتقادات را به سوی شکار و صید و تبعات حاصل از آن کشانده است. شکی نیست که شکارچیان و صیادان به صورت یک عامل مستقیم و بی واسطه همواره با بهره برداری از جمعیت های جانوری، نقش مهمی را درکاهش تعداد آنان ایفا کرده اند.

به راستی آیا عامل اصلی تمامی این مشکلات و انقراض گونه های شاخص حیات وحش ایران در سال های اخیر، شکارچی یا صیاد است؟ در این نوشتار سعی بر این نیست تا با بی گناه جلوه دادن جامعه شکارچیان و صیادان کشور، علت مشکلات موجود به عامل دیگری نسبت داده شود. اما امید براین است تا باتوجیه همه جانبه قضیه از سوی مسئولین، به خوبی روشن شود که آیا تنها راهکار عملی و ممکن در مورد وضعیت شکار و صید در ایران امروز، ممنوعیت آن و پاک کردن صورت مسئله است.

استان سر سبز گیلان، سرشار از مواهب طبیعی است. زمین های زراعی پربرکت، رودهای خروشان و دا‌ئمی، دریا، جنگل و همه و همه دست به دست هم داده اند تا گیلان را آینه تمام نمای عقل و خردآدمی در مدیریت و بهره وری از طبیعت نمایند. هرساله با شروع فصل سرما، خیل عظیم پرندگان آبزی از شمال سیبری به تالاب ها و آبگیرهای پهناور این استان مهاجرت کرده و زمستان گذرانی می کنند. در این زمان است که همزمان با تعطیلی کار زراعت و کشاورزی، فعالیت جدیدی در شمال آغاز می گردد. بازار شکار و صید پرندگان مهاجر آبزی در استان گیلان در پاییز و زمستان داغ داغ است.

شکار و صید پرندگان و استفاده از گوشت آنها در استان های شمالی کشور از جمله گیلان سابقه و قدمتی دیرینه دارد. برخی از روش های سنتی صید همچون طشت وسوو یا هاکش نما حدود ۷۰۰ سال است که در گیلان مورد استفاده قرار می گیرند. به طور کلی امروزه و بر مبنای مناسبات فعلی، روش های صید و شکار در استان گیلان به دو دسته کلی روش های مجاز و روش های غیر مجاز قابل تقسیم است.

از دسته اول می توان به روش های تیراندازی با اسلحه شکاری(در محدوده هایی به غیر از مناطق حفاظت شده و به همراه پروانه صید و اسلحه داری مجوز حمل)،‌روش طشت و سو، روش روزگیر (روزگیر) و روش اجازه آب بندان اشاره کرد. از روش های غیر مجاز نیز می توان روش تعقیبی، استفاده از تور هوایی و روش دور کردن گوده ها را نام برد.

در گیلان اقتصاد آدمی درگیر با طبیعت و منابع طبیعی است. شاید در هیچ کجایی دیگر کشور نتوان این چنین آمیختگی را بین انسان و طبیعت در کشاکش برای ادامه بقا وماندگاری یافت. از آنجا که زندگی روستایی، شیوه مسلط زندگی در استان گیلان است، به تبع کشت و زرع صید وشکار نیز منبع اصلی درآمد در این خطه است. هرچند به واسطه صنعتی شدن استان ، این مسوله در سال های اخیر کمرنگ شده، اما هنوز شیرازه بقای آدمی در این دیار طبیعت و منابع طبیعی است. در این میان بازار بزرگ وابسته به صید و شکار پرندگان مهاجر که هر ساله در فصل سرما در استان گیلان پاگرفته و منجر به رونق اقتصادی منطقه می گردد، خود حکایت دیگری دارد.

در فصل شکار، خودتکا، سرسبز، چنگر، کشیم و دیگر پرندگان آبزی در کنار دیگر محصولات زراعی و دریایی زینت بخش بازارها و در نهایت سفره های گیلانی است. سوء مدیریت حیات وحش و نبود شناخت کافی از ذخایر و منابع موجود به عنوان رکن و مبنای اصلی حفاظت، باعث شده که صید و شکار پرندگان به عنوان یکی از عوامل مؤثر کاهش جمعیت این موجودات در سال های اخیر، خود نمایی کند. برداشت بی رویه و بی ضابطه از منابع و عدم مدیریت و نظارت در این کار، جمعیت پرندگان مهاجر را در گیلان نسبت به سال های گذشته با کاهش شدیدی روبه رو ساخته است.

بررسی ها در این خصوص نشان می دهد که هر سال طی فصل شکار رقمی معادل ۶۰ ا‌لی ۷۰ درصد جمعیت پرندگان مهاجر آبزی موجود در تالاب ها و آبگیرهای استان، برداشت می شود. مطالعات انجام شده در سال ۱۳۸۰ بیانگر این است که در مجموع ۴۲ گونه متعلق به ۸ تیره از پرندگان آبزی در بازارهای گیلان شناسایی شده است. گونه های کمیاب و در خطر انقراضی همچون اردک بلوطی و باکلان کوچک نیز طی مدت بررسی به تعداد قابل توجهی در کنار سایر پرندگان، شناسایی و مشاهده شد. از نمودهای دیگر این عدم نظارت و مدیریت برصید و شکار و چگونگی عرضه در استان، می توان به فروش تعداد قابل توجهی از پرندگان غیرحلال گوشت، همچون حواصیل ها، کاکایی ها و باکلان ها اشاره داشت.

بی شک اجرای مفاهیم مدیریت بهره وری از منابع طبیعی برمبنای اصول اولیه توسعه پایدار به خوبی می تواند علاوه بر حفظ نسل و تداوم حیات پرندگان مهاجر آبزی در سال های آتی، بهره مندی چندگانه اهالی از این نعمات خدادادی را پایدار و مستمر سازد. از این رو امید است تا با سازماندهی بیشتر و نگاهی کارشناسانه به وضعیت صید و شکار در گیلان و دیگر استان های شمالی کشور، ضمن قانونمند کردن کلیه مراحل اجرایی، نظارت کاملی نیز بر چگونگی انجام این عمل صورت گیرد.

===================================================================================

بنام خدا

دردل و حرف های یک شکارچی:
شکار،شکارچی،شکاربانی،محیط زیست،
من یک شکارچیم این حس از زمان تولد در وجود بود هست خواهد بود
شکارچی وابسته ب شکار و شکار وابسته ب محیط زیست و حیات وحش است شکارچی بیشتر از هر کسی دلواپس محیط زیست و کمتر از هرکسی مخرب این محیط زیست و حیات وحش است,
قضایایی در چند سال اخیر اتفاق افتاده ک موجب این شده من ب عنوان یک عضو از خانواده ی بزرگ شکارچیان بعد از این همه سال سکوت خودم را در برابر توهین ها حک حرمت ها قضاوت های غلطه عده ای از ناآگاهان بشکنم و حرف دلم و حقیقتی تلخ را برای شما هم نوعان عزیز بیان کنم,
در مورد اصل شکار باید گفت:شکار ذات طبیعت است و نمیتوان ان را از طبیعت معدوم کرد ,بحث در مورد شکار ب عنوان یک تفریح به یک بحث نظری تبدیل شده ک هنوز بشر نتوانسته پاسخی برای این پرسش ک شکار برای تفریح درست است یا غلط بیابد ولی خب هر کسی نظرات خود را ب سیلقه بیان میکند و سیلقه ی هر کسی هم با دیگری متفاوت است عده ای میپذیرند و عده ای رد میکنند و هیچ کسی هیچ حقی ندارد راجب عمل دیگران بر کرسی قضاوت بنشیند و حکم صادر کند,اصل سخن من اینجاست,با عزیزانیست ک با ادبیاتی زشت و بدور از انسانیت و با نداشتن اطلاعات درست از محیط زیست و حیات وحش شکارچیان را عامل اصلی تخریب محیط زیست میدانند,ب این دسته از عزیزان باید عرض کرد شما ک خود ب طاهر دوستدار طبیعت و محیط زیست هستید برای حفظ ان در عمل چ کرده اید؟شکارچی ای را نمی یابید ک مناطق محیط شکار خود را تخریب کند حتی پوکه ی فشنگ را جمع کرده ک مبادا باعث تخریب شود حال شماها ک دم از انسانیت میزنید در فرهنگ انسانیتان نیامده ک قضاوت نکنید؟توهین و حکاکی غلط است؟یا اینک اصول انسانی شما با دیگران متفاوت است؟هر روز هزاران عمل اشتباه در رابطه با محیط زیست انجام میدهید ولی شکارچی را عامل اصلی میدانید؟اصل را ول کرده اید رهسپار ب کجا شده اید؟شماها با شکار مخالفید در صورتی ک در سرتاسر جهان این یک امر طبیعی محسوب میشود و مانع ای برای این امر وجود ندارد و در بیشتر کشورهای اروپایی و امریکایی تمامی موانع سد راه برای شکار را بر طرف میکنند
لازم میدانم تذکری را خدمت شما عرض کنم ک خاهشا وقتی از موضوعی اطلاعات دقیق و درست ندارید اظهار نظر نکنید,بر اساس امار منتشر شده جهانی در سال ۹۱از سازمان محیط,زیست جهانی بین الملل,ایران جز کشورهایی قرار گرفته است ک درصد شکار در ان خیلی کم است,خاهش مندم تلاش کنید و امار دقیق حد و نسبت شکار در ایران با سایر کشورها را مقایسه کنید خاهید فهمید ک شکار در ایران با نسبت شکار در سایر کشورها خیلی کمتر صورت میگیرد,چطور و بر چه اساس در ایران ک شکار خیلی کم صورت میگیرد هر ساله از تعداد گونه های جانوری حیات وحش ان کاسته میشود؟موضوع بعدی ک خیلی خیلی مهم و قابل تعمل میباشد اینجاست ک در هیچ کجای دنیا جز در ایران شکار این همه مخالف ندارد در کسورهایی دیگر هیچ مخالفتی با شکار صورت نمیگیرد و اگر با دیده ی عقل بنگرید خواهید دید ک تا حدود ده سال پیش هم شکار در ایران مخالف نداشت یا اگر مخالفتی بود چنان کم بود ک ب چشم نمی امد از ده سال اخیر شکار در دید عده ای از ایرانیان ب امری منفی تبدیل شده بنظر شما علت ان چیست؟یک فرهنگ خودجوش است؟یا مافیایب پشت این کار است؟لازم ب ذکر است سازمان محیط,زیست ایران عملکرد بسبار منفی ن تنها در حوزه ی خود بلکه در عرصه ی جهانی داشته و تخریب حیات وحش عدم رسیدگی ب تالاب ها مرداب ها تخریب ها و اسیب های وارد شده ب حیات وحش باعث شده گونه های جانوری یا تلف شدن یا ترک حیات وحش ایران کردند و پرندگان مهاجر هم ب دلیل نبود محیط زندگی وارد ایران نمیشود در این میان این سازمان برای پوشاندن این عملکرد ضعیف و غلط تمامی افکار عمومی رو سوق ب این جهت داده ک شکارچی عامل اصلی تخریب محیط,زیست است و با استفاده از رسانه ی ملی شکار و شکارچی را منفی جلوه داده تا خود را پنهان کنند هرساله تالاب ها مرداب ها خشکتر میشود و هیچ عملی مثبتی صورت نمیگیرد خب محیط و حیات نباشد پرنده ها و جانوران تلف میشوند کوچ میکنند و حیات وحش باخاک یکسان میشود,هرساله شکاربانی از شکارچیان مبغل کلانی جهت اراعه ی پروانه شکار ب انان دریافت میکند ک پردرامد ترین راه این سازمان است این پول ها صرف چ میشود؟شماها ب جای مخالفت با شکار ب اصل بنگرید ب نبود محیط زیست جهت حیات پرندگان جانواران بنگرید چاره ای ب حال تلاب ها و مرداب های خشک شده و در حال خشک سرایر ایران بیندیشید شکارچی همواره اصول شکار را رعایت کرده و میکند اگر تخلفی صورت میگیرد عده ای قلیلی هستند ک اصول شکار را زیر پا میگذارند خب در هر قشری قانون شکن وجود دارد و این امر طبیعی است,دو سوال کلیدی در بحث مطرح شده
یک:باوجود شکارخیلی کم در ایران بر اساس امار منتشر شده توسط سازمان یونسکو چرا مرداب ها تلاب ها جنگل ها حیات وحش ایران خالی از پرندگان چرنده گان چارپایان و امثلاهم است

==============================================================================

چرا توهین به شکارچی!!!!

نوشته شده توسط آرش

با سلام

من به عنوان یک شکارچی اینجا هستم نه شکارکش.

متاسفانه اخیراً دیده شده که در برخی از سایتهای مجازی باصطلاع مدافعان حقوق حیات وحش و محیط زیست بر علیه شکارچی ها  به شدت اخبار پراکنی کرده اند که چه از رسانه ملی چه سایتهای غیر تخصصی صحبت می شود. متاسفانه سایت عصر ایران با انتشار مقاله ای تند و توهین آمیز به شکارچیان حمله کرده و از طرف دیگر  نظرات را به گونه ای دست چین کرده که فقط خودش منفعت ببرد و حق و اجازه دفاع  را متاسفانه از همه گرفته است‘ . جالب است در این مقاله ها از تشی به عنوان حیوان رو به انقراض اشاره شده انگار نه انگار تا همین چند سال پیش اداره جنگل بانی سابق برای تشی جایزه گذاشته بود!!! البته در سایت زیست بوم دوست عزیزمان کمال عظیمی نیا در مورد مسایل قانونی مقاله ای در خور و شایسته انتشار داده اند. لذا من سعی می کنم موارد و نظرات خودم را به صورت موردی بنویسم  و امیدوارم بتوانم در راستای اعتلای فرهنگ شکار و شکارچی گری دوری جستن از افراط و تفریط قدمی بر دارم.

۱- متاسفانه در رسانه ها کشته شدن پلنگها که با سم بوده یا با ماشین تصادف کردند را هم به گردن شکارچی ها می اندازند که این افراطی گری محض بوده و غیر علمی برخورد کردن با موضوع است.

۲- مشکل شکار در کشور ما با خصوصی سازی اصولی حل می شود. باید عرض کنم که شکار باید مهندسی شود باید تکثیر-رهاسازی پایه ریزی اصولی و عملی داشته تا بتوانیم بیش از پیش شکار را پر رونق ببینیم، در دنیا این موضوع رایج است. البته من تخصص دانشگاهی در این زمینه ندارم و بایستی کار کارشناسی شود که دیگران چه کرده اند و ما با توجه به شرایطمان چه کار باید بکنیم.باید دیدگاه ها را عوض کرد به صورت صفر و یک نباشیم. شکار می تواند هم اشتغال زایی کند و هم درآمد زا باشد و هم به اقتصاد کمک کند به شرطی که افراد ضد شکار در راس امور محیط زیست نباشند افرادی باید در راس امور باشند که هم به فکر حفظ محیط زیست باشند و هم به فکر شکارچیان واقعی.

۳- من به صراحت می گویم این موضوع که پلنگ یا یوز یا گوزن زرد یا گونه های دیگر رو به انقراض هستند باید حمایت شوند و هر کسی این حیوانات را بکشد باید اعدام شود. ولی در مورد شکار کبک یا دیگر شکارها برخوردی در خور باشداداره محیط زیست ابتدا راهکارهای قانونی ارایه دهد و سپس با متخلفین برخورد کند برای مثال وقتی در استان فارس که بیشترین شکارچی را دارد برای ۵ سال ممنوعیت شکار داریم این یعنی تشویق به تخلف این یعنی افراط و تفریط!!!! شکارچی عضوی از جامعه زیست محیطی کشور است نباید کنار گذاشته شود.

۴- نکته دیگر اینکه گرگ و پلنگ یا خرس و ازاین قبیل حیوانات راس هرم غذایی گوشت خوار هستند و برای دامداران دشمن، پس اداره محیط زیست باید جبران خسارت کند آن هم به صورت جدی تا آن دامدار یا چوپان برای کشتن حیوان طعمه گذاری نکند. این موضوع  در قانون وجود دارد ولی مانند هزاران قانون دیگر اجرا نمی شود یا به صورت ناقص اجرا می شود.

۵- امروزه افرادی دایه مهربانتر از مادر برای محیط زیست شده اند که خود از افراطیون شکارکشی بوده اند و الان برای کشته شدن یک گنجشک آن هم به خاطر کهولت سن گریه می کنند و اشک میریزند و می گویند از شکار اشباع شده ایم!!!

۶-  متاسفانه مدتی است هر کسی به خود اجازه اظهار نظر می دهد آن هم نظرات تند و توهین آمیز به شکارچیان این موضوع نیز باید سامان دهی شود. در سایت اخیر به قدری تند روی کرده است که حتی در بخش نظرات گزینشی عمل کرده است و سعی کرده است که خود را حق به حانب جلوه دهد. ما در کشوری آزاد و قانونمند به نام جمهوری اسلامی ایران زندگی می کنیم و به هیج عنوان قصد تخطی از قانون را نداریم ولی متاسفانه افرادی هیچ تخصصی ندارند و از من بیسواد هم بیسوادترند به خود اجازه اظهار نظر می دهند. آیا این دوستان گیاه خوارند که اینگونه می نویسند اگر کشتن حیوانات جنایت است ” گاوداری و مرغداری که از جنایت فراتر بوده و تمام افرادی که در جیره غذایی خود گوشت می خورند جانی هستند.” این دوستان می گویند شکارچی با آخرین امکانات و دوربینهای مجهز و سلاحهای دور برد به صورت ناجوانمردانه به شکار می روند: باید خدمتشان عرض کنم یک شکارچی ممکن است بارها و بارها برای شکار از خانه خارج شود و دست خالی برگردد. این تجهیزات حرفه ای که ازش نام می برید در ایران چقدر وجود دارد؟؟ چند سلاح دورزن با تجهیزات در ایران وجود دارد منظورم سلاحهایی است سنگین تر از کالیبر ۳۰۰ و برای شکار در فواصل بالای ۳۰۰-۴۰۰ متر؟؟ دوستان فیلمهای تخیلی آمریکایی را اشتباه گرفته اند. شکارهای اخیر و متخلفشان دستگیر شده مجهز به چه سلاحهایی بوده اند؟؟!!! عمدتاً برنو یا خیلی خفنشان کالیبر ۲۷۰ که خود کالیبر ضعیفی برای فواصل دور محسوب می شود!! خرسی که کشته شد مگر جز این بود که با چهارپاره کشته شده بود (در فیلم منتشر شده تفنگ ساچمه زنی بود)!!  پلنگهایی که توسط شکارکشان و محلیها کشته باشد کدامشان با تفنگ ۳۰۰ مگنوم یا ۳۳۸ لاپوآ شکار شده اند؟؟؟!!! کدام یک از این شکارکشان مجهز به بادسنج و تجهیزات فاصله یاب و زاویه سنج بوده اند و از علم تیراندازی با کالیبرهای خاص بهره مند هستند؟؟؟!!!

۷- نکته بسیار مهم و بسیار مهم سازمان محیط زیست است . متاسفانه کمبود بودجه دارد و حقوق کارکنانش بسیار کم و از طرفی کار کارمندان غیر دفتری بسیار بسیار سخت که این امر منجر به شکار فروشی برخی کارکنان به افراد سودجو شده است!! چرا برای صدور پروانه کبک باید چند برابر مبلغ دفترچه و مجوز شکار شیرینی بگیرند؟؟!!! از حق نباید گذشت اغلب این کارکنان در شرایط سختی وجود دارند و مشکلات اقتصادی جامعه این افراد یا مجبور به تخلف کرده است.

۸- مثالی جالب از اتفاقی که اخیراً رخ داده است:این مثال واقعی را برای این می نویسم که بدانید اداره محیط زیست تبعیض قایل نمی شود و به همه به یک چشم می نگرد:

در یکی از شهرهای جنوبی ایران یکی از رییسان اداره محیط زیست در یکی از شهرستانها با توجه به دستوری که از دادگاه و فشار مقامات بالایی داشته و از فرماندار گرفته تا دیگر مسولان شهر و مسولان استانی و کشوری تحت فشار بوده است که اراضی تصرف شده توسط مردم که مربوط به مناطق حفاظت شده بوده است را خلع ید کرده و به تصرف اداره محیط زیست در آورد. این نیروی زحمت کش و رییس اداره محیط زیست شهرستان- که انصافاً در ۵ سالی که دراین سمت بوده زحمات بسیاری را کشیده و تعداد وحوش منطقه به صورت قابل توجهی افزایش یافته است- با توجه به فشار مقامات بالا و حکم قضایی مربوطه و با توجه به وظیفه شناسی خود اقدامات لازم را انجام می دهد. تا اینجا همه چیز خوب است ولی ایشان و مامورانش کتک مفصلی از محلیان منطقه می خورند و خلاصه درد سر فراوانی می کشند اینها همه طبیعی است نکته مهم اینکه ایشان در کمتر از چند روز از ریاست خلع شده و به صورت تعلیق در می آیند و تمام افرادی که ایشان را مجبور کرده بودند به ایشان پشت می کنندحال سوال اینجاست مدیران اداره محیط زیست از نفر اول تا نفر آخر واقعاً با این سیستم مدیریتی می خواهند محیط زیست را نجات دهند؟؟!!! دیگر چه انتظاری از این افراد و مسولان برای رسیدگی به امور شکارچیان و تنبیه شکارکشان است!! این مسولینی که با هیاهوی چند محلی متخلف جا می زنند واقعا می خواهند یوز پلنگ ایرانی که عمدتا توسط محلیان کشته می شود را نجات دهند!! اداره محیط زیست باید اقتدار داشته باشد باید با افزایش بودجه و تعداد کارمندان بتواند در امرحفاظت از محیط زیست و رسیدگی به خواسته های به حق شکارچیان قاطع باشد. اگر به جز این باشد خصوصی سازی و حفاظت واقعی و مهندسی محیط زیست حرفی عبس خواهد یود.

۹- در اروپا سالانه هزاران هزار شوکا شکار می شود ولی رشد جمعیت مثبت دارد. این نشان می دهد که محیط زیست نیاز به مدیریت صحیح دارد نه شلوغکاری

۱۰- در پایان باید بگویم هروقت توانستید کارخانه های سیگار سازی در ایران و خودروسازان بی کیفیت را تعطیل کنید ما شکارچی ها هم  سلاح مان را به زمین خواهیم گذاشت و لبو می فروشیم.

با تشکر آرش کوهرو (با تشکر از دوست عزیزم رامین-۲۷۰ بابت کمک در ویرایش متن)

دوستان عزیز از حامیان شکار و محیط زیست و مخالفان تقاضا دارم بدور از دعوا و جنجال و توهین نظرات خود را بگویند باشد که در حفظ محیط زیست کشورمان گامی مهم برداریم